قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

581

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر بعضى از وقايع سال سىام از رحلت خير البشر كه سال چهلم از هجرت آن سرور است ببايد دانست كه آنچه در وقايع سال بيست و نهم از احوال بسر بن ارطاة قلمى شد موافق روايت ابن اعثم كوفى بود ، و امّا صاحب مقصد اقصى و حبيب السّير و بعضى از تواريخ معتبره - كه به نظر اين فقير قليل البضاعه رسيده - احوال آن بدافعال را از وقايع سال حال ايراد نمودند . كيفيت آن واقعه در مقصد اقصى بر اين نهج مسطور است كه در سنهء اربعين من الهجرة معاويه بسر بن ارطاة را با سه هزار كس به جانب مدينه فرستاد . چون بسر به حوالى مدينه رسيد ابو ايّوب انصارى كه از قبل امير المؤمنين على ، عليه السّلام ، والى مدينهء طيّبه بود به جانب كوفه گريخت . بسر به مدينهء رسول ، صلّى اللّه عليه و آله ، درآمد و به منبر آن حضرت برآمد و اهل مدينه را به قتل و غارت تهديد نمود . پس بالضروره اجابت بيعت معاويه كردند و بسر گفت : اگر معاويه مرا از قتل منع نفرموده بود هيچ احدى را زنده نمىگذاشتم . بعد از آن به نزد بنى سلمه كس فرستاد كه شما را امان نمىدهم تا جابر بن عبد اللّه انصارى به سوى من نيايد . پس جابر پيش امّ المؤمنين ، امّ سلمه ، رضى اللّه عنها ، رفت و بعد از بثّ الشكوى و استعظام نزول اين بلوى گفت : اى مادر مؤمنان ، چاره چيست ؟ مىدانم كه اين بيعت ضلالت و گمراهى است و اعراض از خليفهء حقيقى حضرت رسالت‌پناهى در اين مقاله به يقين باعث هلاك من است . امّ سلمه گفت : يا جابر ، چون ضرورات مبيح محظورات است مىبايد بيعت كردن . بعد از آن گفت : اى جابر من فرزند خود ، عمرو بن ابى سلمه ، و داماد خودم [ را ] فرمودم تا از براى دفع اذيّت و ضرر به او بيعت كردند . پس جابر پيش بسر آمد و بيعت كرد و بسر خانهء چندى را در مدينه ويران كرد و به سوى مكّه روان شد .